تبلیغات
ورزش برای همیشه - smile ورزش برای همیشه - smile

ورزش برای همیشه

ورزشی،اجتماعی،شخصی





همانطوری كه فكر میكردم اتفاقات جالبی در این سفر رقم خورد.شركت در یك كلاس سطح بالا به طور قطع

باعث میشه چیز های جدیدی یاد بگیری و خاطره خوشی داشته باشی.

اول از كلاس بگم كه دوره مربیگری فوتبال برای كودكان بود و توسط فدراسیون فوتبال نروژ به منظور ارتقاع فوتبال
 
دختران در كشور های خاورمیانه برگزار میشد.كشور ما سومین كشور این طرح بود و نروژی ها قبل از ما به

عراق وعربستان هم رفته بودند(و البته بعد از ما افغانستان و پاكستان و سوریه  هم تو برنامه هاشون بود )!

جالبه كه این كلاس ها به صورت كاملا رایگان  برگزار میشد و تمام هزینه های جانبی از قبیل غذا و محل اسكان

 رو هم خود اونها پرداخت میكردند!!(اون وقت میگن خارجی ها آدمای خوبی نیستن) اما جالبترش اینه كه

بدونید فدراسیون كاملا پاك ایران برای شركت در این كلاس مبلغ 200هزار تومن ناقابل از ما گرفت!(فقط خدا

 میدونه كه ایران چه فاكتور نجومی قراره براشون بفرسته ) . تیپ مربیان نروژی هم در نوع خودش جالب

 بود !این بنده خدا هارو اونقد در مورد حجاب ترسونده بودن كه فكر كنم تو خوابم با روسری میخوابیدن!

هرچند بعد از دوروز اقامت و دیدن حجاب  ایرانی!(نه اسلامی) كم كم متوجه شدن همچین فرقی هم نمیكنه

كه شال داشته باشی یا نه! آخراش  هم كه دچار تناقض شده بودند كه كجا حجاب داشته باشن كجا نداشته

 باشند؟ چون هرجا روسریاشون میوفتاد همه میگفتن    dont worry. no problem

 كلاس هامون به صورت عملی و تئوری برگزار میشد و این مربیان بیشتر سعی داشتن سازماندهی جلسات

تمرینی كودكان رو یاد بدهند و تلاش داشتن تو ذهن ما هرطور شده فرو كنند كه، بابا ! كلاس برای بچه ها باید

شاد باشه و برای این كار اول از همه خود مربی باید شاد و پر انرژی باشه و همیشه smile داشته باشه

(این كلمه بیشتر از هزار بار تو كلاسا تكرار شد).تلاشی كه كاملا بی فایده بود و احتمالا اونها هم به این

نتیجه رسیدن كه مردم ایران مردمی افسرده  هستند! و البته اونها به نتیجه دیگه ای هم رسیدن و اون بی

نظمی  ایرانی ها در حضور به موقع سر كلاس  بود !هر برنامه ای كه داشتیم خود این مربیا زودتر از همه حاضر

بودن!حتی بعد از پایان كلاس شروع می كردند به جمع كردن توپ ها و وسایل داخل زمین.

ولی مگه ما از رو میریم ؟

 خلاصه كلاس ما با یك اختتامیه كوچیك ،اما صمیمی و با اهدا هدیه  به مربیان نروژی كه ما فقط پسته

شو دیدیم !به پایان رسید. رسم هدیه دادن در كشور ما هم از اون سنت های دیرینه است كه الانه یه

كمی تجملاتی هم شده ولی شاید فقط برای خودمون!چون به اینا یه كادو كوچیك و كمی پسته دادن

در ایران وقتی دوره ای برگزار میشه در انتها برای قدردانی كلی هدایای  گرون قیمت می خرند  و پولش

 رو هم از شركت كننده ها میگیرند (باور كنید!) مثلا یكی از  كلاسایی كه تو بجنورد برگزار شد با اهدا

قالیچه تركمنی ،چند ده كیلو آبنبات و لوح تقدیر و ....به پایان رسید.

نكته جالبی كه از رفتار این نروژی ها دیدم زمانی بود كه با كلی ترس و لرز و با فلش مموری مچاله شده

 تو دستم سمت یكی شون رفتم و ازش خواستم اگر مطلب آموزشی یا پاور پوینتی تو نت بوكش  داره

 برام بریزه،با كمال تعجب دیدم با  شوق تمام این كار رو برام انجام داداین كه تعجب كرده

بودم به خاطر این بود كه چنین درخواستی رو چند بار از مدرسای خودمون كرده بودم و اونها از انجام این كار

امتناع كرده بودند چون به گفته خودشون زحمت زیادی برای جمع آوری مطالب كشیده بودند

 و نمی تونستند به همین راحتی به یه نفر دیگه بدن!

برداشت آخر: یك درس  بزرگ گرفتم و اون اینه كه وقتی به یك هدف بزرگ فكر میكنی نباید اجازه بدی افكار مزاحم

و بی معنا تو رو از هدفت دور كنن.نروژی ها یك هدف بزرگ داشتن و برای این هدف تلاش میكردن،بی نظمی،

حجاب اجباری،كمبود امكانات،بی برنامگی،نبود امنیت ،نا هماهنگی مسئولین اجرایی و  .....براشون مهم

نبود اونها همیشه smile روی لبشون بود!





نوشته شده در یکشنبه 11 مهر 1389 ساعت 05:36 بعد از ظهر توسط زهرا نظرات |


 Design By : Pichak