تبلیغات
ورزش برای همیشه - مطالب شهریور 1390 ورزش برای همیشه - مطالب شهریور 1390

ورزش برای همیشه

ورزشی،اجتماعی،شخصی



بعضی وقتها ،بعضی حرف ها اونقدر نزدیك به حرف دلت هستن كه نمیشه ازش گذشت . . .

من زنم . . . 

با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیست 


که زرق و برقش شخصیتم باشد 


من زنم .... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو 


میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی 


قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند 


دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم 


دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است 


به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی 


دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی 


و صبح ها از / دنده دیگری از خواب پا میشوی 


تمام حرف هایت عوض میشود


دردم می آید نمی فهمی 


تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است 


حیف که ناموس برای تو وسط پا است نه تفکر 


حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است


من محتاج درک شدن نیستم / دردم می آید خر فرض شوم 


دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری 


و هر بار که آزادیم را محدود میکنی 


میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است 


نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود 


میدانی ؟


دلم از مادر هایمان میگیرد 


بدبخت هایی بودند که حتی میترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده 


خیانت نمیکردند .. نه برای اینکه از زندگی راضی بودند 


نه ...خیانت هم شهامت میخواست ... نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت 


جایش النگو داد ...


مادرم از خدا میترسد ... از لقمه ی حرام میترسد ... از همه چیز میترسد


تو هم که خوب میدانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است 


دردم می آید ... این را هم بخوانی میگویی اغراق است 


ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش کتک میخورد 


باز هم همین را میگویی 


ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه ، غیرت داری ؟؟


دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند ... 


و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند ....


دردم می آید 


از این همه بی کسی دردم می آید.



(هومن شریفی)

نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور 1390 ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط زهرا نظرات |


ماه رمضان با تمام سختی هاش تموم شد ،اما برای ما ورزشكار ها (البته از خودم فاكتور میگیرم) سخت تر بود.نه به خاطر اینكه با دهن روزه ورزش میكردیم ها.. نه! 90 درصد ورزشكارایی كه من دیدم جونشون به بطری آبشون وصل بود (سوء برداشت نشه لطفا" نگفتم كه همشون)،واسه اینكه این بندگان خدا فكر هم نمیكردن اداره محترم تربیت بدنی شهر اینقدر به فكر آخر و قیامت این ورزشكارا باشه و تمام تلاشش رو بكنه كه خدای نكرده ورزش پاك ما نا پاك نشه واسه همین همون اول ماه رمضون بخشنامه زد به تمام هیئت ها كه هیچ تیمی حق نداره قبل افطار مسابقه ای برگزار كنه و اگر قراره تیمی تمرین كنه یا مسابقه ای برگزار كنه (منظورش ما خواهران بودیم چون هیچ سالنی  تو شهر نمونده بود كه بعد افطار به ما وقت بده ) باید تعهد نامه كتبی بده كه به هیچ عنوان در ملع عام  (ملع و درست نوشتم !؟) روزه خواری نكنه وگرنه حساب آخرتش ،جلو جلو و تو این دنیا سنجیده میشه .در ضمن این اداره محترم برای محكم كاری ،مامور از نوع لباس شخصی هم مقرر می فرمودند . 
........................................................................................................................................
پ.ن 1: نتیجه گیری اخلاقی به عهده مخاطب می باشد ، پای ما رو وسط نكشید ف ی ل ت ر شیم 
پ.ن 2: خودمان میدانیم كم كار شده ایم 

نوشته شده در سه شنبه 8 شهریور 1390 ساعت 09:30 بعد از ظهر توسط زهرا نظرات |


 Design By : Pichak